صعود به قله قاش مستان دنا

صعود به قله قاش مستان دنا

 

به نام خدا

گزارش صعود به قله قاش مستان دنا

در روز یکشنبه 96/03/14 تیم 11 نفره ای از گروه کوهنوردی بهار کازرون خود را برای صعود به بلندترین قله رشته کوه دنا آماده کردند؛ به همین منظور در ساعت 4:30 صبح یک دستگاه مینی بوس اعضای گروه را در سطح شهر سوار کرد و در ساعت 5:30 از کازرون بطرف شهرستان سمیرم و روستای خفر حرکت کردیم  در بین راه و در ساعت 7:30 برای صرف صبحانه توقف کوتاهی داشتیم.

روستای خفر واقع در موقعیت جغرافیایی 31 درجه شمالی و 51 درجه، 28.87  دقیقه شرقی، جنوبی ترین روستای پادنای وسطی است که در 84 کلیومتری شهر سمیرم در استان اصفهان قرار گرفته است.این روستا بر روی اراضی پر شیب ساخته شده و یکی از بهترین مسیرهای کوهنوردی قله‌های دنا می باشد. روستای خفر دارای جمعیتی حدود ۱۶۰۰ نفر در زمستان و ۳۰۰۰۰ نفر در تابستان است. وجود ۱۴ قله بالای ۴۰۰۰از جمله قاشمستان با ارتفاع 4450 متر که بلندترین قله رشته کوه دنا محسوب می شود و همچنین انواع یخچال‌های طبیعی، آبشارهای متعدد و رودخانه‌های جاری شده از یخچال‌ها، چشم اندازهای زیبایی را در این منطقه به وجود آورده است.

از پوشش گیاهی این منطقه درختان بلوط، ارزن، بادام وحشی، گلابی وحشی، بید و پوشش علفی و بوته‌ای شامل گون، علف پشمکی، جو وحشی، پیاز کوهی و ریحان کوهی می توان نام برد و همچنین پوشش جانوری متنوعی از جمله: خرس‌های قهوه ای بزرگ، کبک دری، عقاب، کرکس، هما، پلنگ، گرگ، گربه وحشی می باشد که در منطقه حفاظت شده دنا در حال ازدیاد نسل هستند.

در ساعت 14 به روستای زیبا وسرسبز خفر رسیدم و برای صرف نهار به اقامتگاه کیخسرو رفتیم. این مکان دارای امکاناتی مانند: اتاق خواب، سفره خانه و پارکینگ می باشد.

بعد از صرف نهار و آماده سازی کوله ها، بدستور آقای جویبار سرپرست برنامه و در ساعت 15:15 بطرف کوهپایه حرکت کردیم و  حدود یک ساعت طول کشید تا از روستا و با عبور از باغهای سیب به آنجا رسیدیم و صعود خود را با راهنمایی آقای حسین راست روشن آغاز  کردیم. در طول مسیر با رودخانه های زیبایی که حاصل از ذوب یخچالها بود مواجه شدیم که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد در بین راه توقف های کوتاهی برای نوشیدن آب و خوردن تنقلات داشتیم. بالاخره بعد از 4 ساعت کوهپیمایی در ساعت 20:30 دقیقه به پناهگاه قاشمستان در ارتفاع 3000 متری رسیدیم. گروههای کوهنوردی دیگری هم در این مکان حضور داشتند ولی بدلیل ظرفیت کم پناهگاه، در اطراف آن چادر زده بودند ما هم بلافاصله برای صرف شام و استراحت چادرهای خود را برپا کردیم. خوشبختانه هوا زیاد سرد نبود و باد شدیدی هم نمی وزید. بعد از صرف شام و در حدود ساعت 22 همگی خوابیدیم تا صبح روز بعد صعود خود را با انرژی زیاد آغاز کنیم.

در حدود ساعت 5 صبح روز 15 خردادماه از خواب بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه و آماده سازی وسایل، صعود خود را در ساعت 6:30  با سرپرستی غلامرضا جویبار، راهنمایی حسین راست روشن، سرقدمی بیژن قنبری و عقبداری مهرداد بحرانی آغاز کردیم. مسیر دارای یخچال و شیب های تند و خسته کننده ای بود بطوری که سه نفر از اعضای تیم (خانم رضاییان سرپرست گروه بهار به همراه دو نفر دیگر) اعلام کردند قادر به ادامه مسیر نیستد و قصد ماندن یا برگشتن به پناهگاه دارند؛ ابتدا خانم رضاییان از ادامه مسیر صرف نظر کردند و به پناهگاه برگشتند و دو نفر از همراهان دیگر هم بعد از عبور از یکی از یخچالها قادر به  ادامه مسیر نبودند و با نظر سرپرست برنامه همانجا توقف کردند. خوشبختانه در همین زمان با یک گروه کوهنوردی از اصفهان که شب گذشته در قله شب مانی داشتند روبرو شدیم و از سرپرستشان خواهش کردیم این دو  نفر از دوستان ما را تا پناهگاه همراهی کنند که با روی باز پذیرفتند. همچنان با انرژی زیاد به مسیر خودمان ادامه دادیم و در مجموع از 5 یخچال که بعضا دارای شیب تند ونفس گیر عبور کردیم بعد از گذشتن از آخرین یخچال و در حدود ساعت 13، راهنمای تیم اظهار کرد حالت تهوع دارد و احتمالا دچار ارتفاع زدگی شده است برای همین بطرف پایین برمی گردد. با نظر سرپرست تیم، به جای ایشان آقای بیژن قنبری به عنوان راهنما انتخاب شدند و به صعود خودمان ادامه دادیم. تا اینجا 7 نفر از اعضای تیم باقی ماندند که بطرف قله حرکت کردیم. هر چه جلوتر می رفتیم شیب سربالایی ها افزایش می یافت و همچنان با اراده به مسیرمان ادمه می دادیم. در ساعت 15:15 بود که به یک چشمه در زیر قله رسیدیم و فاصله ای تا قله نمانده بود در آنجا کمی استراحت کردیم و دوباره بطرف قله حرکت کردیم ولی دو نفر از دوستان گفتند قادر به ادامه دادن نیستند و همینجا منتظر برگشت ما می مانند. بالاخره در ساعت 15:45 دقیقه بود که موفق شدیم قله را فتح کنیم. در حدود نیم ساعت در قله ماندیم و بعد از گرفتن چند عکس یادگاری بطرف پایین برگشتیم.

هنوز فاصله ای از برگشتنمان نگذشته بود که یک نفر از اعضای تیم بنام آوا طیران اظهار کرد دچار درد شدید در ناحیه زانوی سمت راست شده و پایین آمدن برایش مشکل است. برای همین اولین اقدامی که انجام شد بستن باند کشی بدور زانو بود و اینکه با کمک یکی از افراد تیم و بصورت حمل عصایی فرد مصدوم را بطرف پایین هدایت کنیم ولی متاسفانه بدلیل وجود سراشیب های دارای ریزال این کار با کندی و سختی همراه بود.

با تماسی که با خانم رضاییان سرپرست گروه داشتیم از ایشون راهنمایی خواستیم که گفتند آمپول دکزامتازون به مصدوم تزریق  و هر چه سریعتر به پایین و پناهگاه منتقل شود. همچنین از ایشان درخواست کردیم که با تیم امداد هلال احمر تماس بگیرند تا در پناهگاه مستقر شوند.

با رسیدن به آن دو نفر از افرد تیم در حدود ساعت 17 و در نزدیکی چشمه،  قرار شد که در مورد نحوه انتقال مصدوم به پناهگاه تصمیم گیری کنیم؛ از طرفی دیگر خود مصدوم ابراز می کرد درد شدید دارد  و قادر به پایین آمدن نیست.پیشنهاد یکی از دوستان این بود که با استفاده از باتون و طنابچه انفرادی که به همراه داشتیم برانکاردی درست کنیم و مصدوم را از این طریق به پایین منتقل کنیم و همچنین پیشنهاد سرپرست تیم حمل کولی مصدوم بود. این دو پیشنهاد از طرف بقیه افراد تیم رد شد چون زمان کافی برای برگشت نداشتیم و به تاریکی شب برخورد می کردیم و همچنین وجود 5 یخچال در مسیر و سرمای هوا، احتمال به خطر افتادن جان بقیه افراد تیم وجود داشت. به پیشنهاد آقای شایان امیرعضدی از اعضای تیم، تصیم گرفتیم محلی برای اقامت و شب مانی در همین نزدیکی پیدا کنیم گر چه همین تصمیم هم برای ما بی خطر نبود به این دلیل که هیچکدام از افراد، تغذیه کافی، چادر و یا کیسه خواب برای شب مانی به همراه نداشتند و سرمای هوا در شب و وجود حیوانات وحشی در این منطقه به این خطرات می افزود ولی با این وجود چاره ای جز ماندن نداشتیم. به همین منظور آقایان امیرعضدی و قنبری مامور شدند تا مکانی برای اقامت پیدا کنند که خوشبختانه این کار زیاد طول نکشید و توانستند  در بالای چشمه مکانی مناسب و محصور در کوه پیدا کنند.

با تماسی که با خانم رضاییان داشتیم موضوع شب مانی را به اطلاع ایشان رساندیم که با این تصمیم مخالفت  کردند ولی به ایشان شرایط و خطراتی که ممکن است برای اعضای تیم اتفاق بیفتد را توضیح دادیم و ایشان هم قبول کردند.

در تماسی دیگر که از آقای مجتبی قاسمی زاده از اعضای تیم و مستقر در پناهگاه داشتیم عنوان کردند که با آقایان زندیان و باقری از اعضای تیم هلال احمر شیراز تماس داشتند و در خواست امداد هوایی کردند و آنها قرار هست با هلال احمر اصفهان و یا تهران برای این امر هماهنگی کنند.

در تماسی که خود من هم با آقای زندیان داشتم از ایشان درخواست کردم در مورد وضعیت مصدوم، ما را راهنمایی کنند، که ایشان توصیه های لازم را عنوان کردند و همچنین گفتند محلی مناسب برای فرود بالگرد پیدا کنیم چون یکسری هماهنگی های اولیه در این مورد با هلال احمر اصفهان داشتند. خوشبختانه همچین مکان مناسبی در نزدیکی ما وجود داشت و سریعا موقعیت جغرافیایی آن را برای مجتبی قاسمی زاده فرستادم.

با نزدیک شدن به ساعات پایانی روز و اینکه بالگرد امکان پرواز در شب ندارد تصمیم بر این شد که فعلا به همان پناهگاهی که در بالای چشمه پیدا کرده بودیم برویم.

شرایط به وجود آماده برای تک تک ما سخت بود ولی با همدیگر قرار گذاشتیم که آرامش خود را حفظ کنیم و با روحیه عالی و شاد این شب سخت را تا صبح بگذرونیم.

خوشبختانه کیسه خواب به همرا یکی از دوستان بود و همچنین یک پانچو تا به عنوان رو انداز بتوانیم تا صبح سرکنیم البته این شانس هم با ما یار بود که وزش باد آنچنانی نداشتیم وگرنه این شرایط به مراتب سخت تر می بود. همگی تصمیم گرفتیم که تا آنجایی که امکان دارد نخوابیم و اگر هم امکان پذیر نبود به نوبت اینکار را انجام دهیم. متاسفانه غذای مناسب هم در اختیار ما نبود و از باقیمانده تنقالاتی که داشتیم تغذیه می کردیم.

در تماس تلفنی که خانم رضاییان در ساعت 22 با ما داشتند عنوان کردند یک گروه کوهنوردی از برازجان به سرپرستی شخصی بنام آقای مجید رضایی به پناهگاه آمده اند و وقتی ایشان در جریان واقعه رخ داده قرار می گیرند با تصمیمی شجاعانه و دور از انتظار و با به خطر انداختن جان خودشان مصصم میشوند غذا، چادر وکیسه خواب برای ما بیاورند گرچه تصمیم شجاعانه ایشان با مخالفت شدید خانم رضاییان و دیگر افراد حاضر در پناهگاه مواجه می شود ولی ایشان بخاطر حس انسان دوستی غیرقابل وصفی که داشتند بر تصمیم خودشان پافشاری و به سمت ما حرکت می کنند.

با شنیدن این خبر روحیه ما دو چندان شد گرچه نگران سلامتی ایشان و اینکه جان خودشان را بخاطر ما به خطر می اندازند هم بودیم.

بالاخره در حدود ساعت های 3:30 بود که صدایی از دور شنیدیم و ما هم بلافاصله از پناهگاه بیرون آمادیم و با دادن علامت از طریق هدلایت مکان خود را برای ایشان مشخص کردیم. لحظه زیادی نگذشت که آقای رضایی به پناهگاه ما رسیدند و ما با دیدن همچین انسان شجاع، مهربان و شریفی خوشحال شدیم. سریعا ایشان چادر و کیسه خواب ها را برپا کردند و از ما خواستند که راحت استراحت کنیم و ایشان بسیار محبت کردند چای و یک سوپ گرم و دلچسب برای ما آماده کردند. در تماس تلفنی که با خانم رضاییان داشتیم رسیدن ایشان را اعلام کردیم و خانم راضاییان هم اعلام کردند تیم هلال احمر ساعت 2 به پناهگاه رسیدند و در اینجا مستقر شدند و قرار هست ساعت 4 بطرف شما حرکت کنند.

در ساعت 7:45 دقیقه صبح سه شنبه 16 خردادماه در تماس تلفنی که از هلال احمر اصفهان با من شد از من سوال کردند نیروی های امداد به شما رسیدند که من پاسخ منفی دادم و این را هم گفتند که قرار هست بالگرد به سمت شما فرستاده شود و مکانی مناسب برای این منظور پیدا کنید که من پاسخ دادم روبروی پناهگاهی که در آن مستقر هستیم مکان مناسب و وسیعی وجود دارد و موقعیت جغرافیایی جایی که در آن مستقر هستیم برای شما ارسال می کنم.

در حدود ساعت 8 گروه امداد هلال احمر از دور نمایان شد که بهشون علامت دادیم و حدود نیم ساعتی طول کشید که به پناهگاهی که در آن مستقر بودیم رسیدند و سریعا به سراغ مصدوم رفتند تا با بسکت کردن آن، مصدوم را به مکان فرود بالگرد انتقال دهند. در ساعت 10 بالگرد هلال احمر اصفهان در مکان مورد نظر فرود آمد. و مصدوم را به بیمارستان سید الشهدای سمیرم منتقل کردند؛ بلافاصله با خانم رضاییان تماس گرفته شد و از ایشان خواستیم آقای قاسمی زاده و خانم بهاره دهقانی را برای پیگیری وضعیت آوا طیران به بیمارستان سمیرم بفرستند.

بعد از پرواز بالگرد، صبحانه مختصری صرف کردیم و در ساعت 11 همراه با آقای رضایی بطرف پناهگاه پایین حرکت کردیم در مسیر برگشت با احتیاط کامل بر روی یخچالهایی که امکانش بود، و شیب خطرناکی نداشت، بطرف پایین سر خوردیم که هم برای ما هیجان انگیز و لذت بخش بود و همین که زمان برگشت را کاهش می داد. بالاخره در ساعت 15:30  به پناهگاه رسیدیم. فورا وسایل و کوله خود را جمع کردیم. خوشبختانه خانم رضاییان از روستای خفر درخواست الاغ برای حمل کوله ها و وسائل کرده بودند که وقتی به پناهگاه رسیدیم به همراه صاحبانشون آنجا مستقر بودند. ما هم بلافاصله بعد از صرف نهار و بارگیری کوله ها در ساعت 17:15 به سمت پایین و روستای خفر بازگشتیم در حین عبور از روستا مردم مهربان و خونگرم این روستا که از وقایع دیشب اطلاع داشتند از دیدن ما خوشحال شدند و بخاطر اینکه همه صحیح و سالم برگشتیم خدا رو شکر می کردند.

 در ساعت 19:30 به اقامتگاه کیخسرو رسیدیم. مسئول و صاحب این اقامتگاه که خانم محترم ومهربانی بودند از ما به گرمی استقبال کردند و اظهار داشتند که خیلی نگران وضعیت ما بودند و برای ما دعا کردند.

 مینی بوس و همچنین کوله ها و وسایل که از پناهگاه با الاغ حمل شده بود، در اقامتگاه حاضر بودند و ما بعد از بارگیری وسایل و گرفتن عکس یادگاری با آقای مجید رضایی و مسئول اقامتگاه، با خوشحالی و شکرگزاری فراوان بخاطر اینکه همه در سلامتی کامل هستیم در ساعت 20:30 بطرف کازرون حرکت کردیم.

بدین ترتیب این سفر سه روزه با وجود حادثه ی تلخی که داشت ولی به پایان خوشی رسید.

در اینجا لازم می دانم از طرف گروه کوهنوردی بهار کازرون تشکر صمیمانه خود را به کسانی که ما را در این حادثه پیش آمده یاری کردند ابراز کنم: مردم مهربان و خونگرم روستای خفر، تیم امداد هلال احمر، بیمارستان سید الشهدای سمیرم و همچنین تشکر بسیار ویژه از جناب آقای مجید رضایی که با فداکاری، شجاعت و حس انسان دوستی غیرقابل وصفی که داشتند و به قیمت به خطر افتادن جانشون ما را شرمنده خود کردند  و در آن شب سخت به ما یاری رساندند؛ گرچه ما قادر به جبران این همه زحمات ایشان نیستیم.

همچنین از راهنمایی ها و کمک های آقایان زندیان و باقری از تیم هلال احمر شیراز تشکر می کنیم.

 و همچنین تشکر و خدا قوت به همه تک تک افراد حاضر در این برنامه که با صبر و تحمل و استقامت مثال زدنی بر این مشکلات فائق آمدند.

با آرزوی صحت و سلامتی برای تمام کوهنوردان عزیز سرزمینم بخصوص همنوردان عزیز گروه کوهنوردی بهار

 

سرپرست کل: ناهید رضاییان پور

سرپرست برنامه: غلامرضا جویبار

راهنما: حسین راست روشن

کمک راهنما و کمک سرپرست: شایان امیرعضدی

سرقدم: بیژن قنبری

مسئول فنی: نگین حسامی

عکاس: مجتبی قاسمی زاده، غلامرضا جویبار

گزارشگر: مهرداد بحرانی

دیده بان: بهاره دهقانی

عقبدار: مهرداد بحرانی

اسامی همنوردان: ناهید رضاییان پور، لیلا محبی، نگین حسامی، بهاره دهقانی، آوا طیران، حسین راست روشن، شایان امیرعضدی، غلامرضا جویبار، مجتبی قاسمی زاده، بیژن قنبری، مهرداد بحرانی

 

عکس یادگاری قبل از صعود اقامتگاه کیخسرو

 عکس یادگاری قبل از صعود، اقامتگاه کیخسرو

منظره قله قاشمستان از اقامتگاه کیخسرو

 نمایی از قله قاشمستان از اقامتگاه کیخسرو

 ترک مسیر قله قاشمستان (فایل ترک در پایین صفحه جهت دانلود) 

 

 

صبح دوشنبه 15 خردادماه، پناهگاه قاشمستان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غلامرضا جویبار سرپرست برنامه به همراه جناب آقای مجید رضائی

 

حضور تیم امداد هلال احمر در پناهگاه شبانه ما در اشکفت کوه

 

 

بسکت کردن مصدوم

  

حضور بالگرد هلال احمر برای انتقال مصدوم

  

 

 

 

 

 

 

 

فایل ترک مسیر قله قاشمستان (منبع: www.irangpstracks.com)

 

پاسخ دهید

1 نظر

Negin Hesami  ۱۳۹۶/۰۳/۲۵ - ۰۰:۱۹:۲۹

درود خدمت تمامی همنوردان عزیز، صعود پربار، پرتجربه و متفاوتی بود، تشکر میکنم از تک تک همنوردانم... پیروز باشید و برفراز... پاینده بهار