صعود به کوه مست

صعود به کوه مست

 

گزارش و عکس از محمدامین محمودی در ادامه مطلب . . .

به نام خداوند یکتا

 

گزارش صعود به کوه مست

 

سرپرست: احسان حمیدی

راهنما: ناهید رضاییان پور

نفر جمع کن: عبدالله خزری

دیده بان : امید نظریه

عکاس : عرفان قاسمی

مقصد: کوه مست

تاریخ کوهپیمایی: 13/9/94

 

این گزارش به قلم محمد امین:

از اینکه می خوام گزارش کوهنوردی امروز رو براتون بنویسم یه خورده استرس دارم چرا که اولاً هیچ وقت انشاء و نحوه گزارش من خوب نبوده و دوماً برای اولین باره که به عنوان گزارشگر ، می خوام اتفاقات و اون چیزایی رو که دیدم به روی کاغذ بیارم. خب حالا دیگه ، خیلی لفظ قلم صحبت کردم .

تو جلسه کوهنوردی این هفته (10/9/94) تصمیم بر این شد که جمعه این هفته ، یعنی امروز(13/9/94) به کوه مست که در جنوب غربی کازرون و یکی از رشته کوههای زاگرس محسوب میشه رو بریم و کوهپیمایی کنیم. تو همون لحظه تو ذهنم به خودم گفتم ، یعنی من که بچه کازرونم تو تمام طول عمرم ، تا حالا کوههای قسمت جنوب کازرون نرفتم ؟! واقعا نرفتم ، خیلی زشته ، نه؟!

واسه همین خیلی خوشحال شدم که واسه اولین بار قراره به این کوه برم.

من وقتی که می خوام تو یه جمع شرکت کنم ، و قرار بر این باشه که وسایل با خودم ببرم حالا چه خوردنی ، چه غیر خوردنی ، وسایلم رو با شور و شوق خاصی جمع و جور می کنم الان که دیگه می خواستم با یه گروه خوب و باحال کوهنوردی برم کوه که دیگه جای خود داشت و تا خود صبح جمعه لحظه شماری می کردم.

خب ، بالاخره صبح روز جمعه اومد و من ساعت 5:30 دقیقه ،خوشحال سوار مینی بوس شدم و در ادامه یکی دو نفر دیگه رو سوار کردیم . ما باید حرکتمون رو از روستای کاسکان (شهرک گلستان) شروع می کردیم. دقیقاً ساعت 5:50 دقیقه به محل مورد نظر تو روستا رسیدیم. آقای جعفری (مربی و سرپرست اصلی گروه) چند دقیقه ای، نکات لازم رو برامون توضیح دادن و بعد از اون آماده حرکت شدیم. ساعت 6:00 این کوهپیمایی رو با تعداد 17 نفر شروع کردیم. هوا تاریک بود و آسمون کاملاً ابری. بعداً که هوا روشن شد معلوم شد که آسمون قسمتی صاف کمی همراه با ابر... آخه دلم خوش بود به اینکه می خواد بارون بشه اما نشد که نشد... بگذریم..

ساعت 6:25 یه ایست دو سه دقیقه ای تو دامنه کوه داشتیم واسه اینکه جمع و جور تر بشیم . هنوز هوا کاملا روشن نشده بود ، پشت سرم که نگاه کردم ، دیدم هنوز چراغای شهر روشنند و کازرون رو مثل یک نگین که داشت برق می زد ، جلوه می داد.

همه اعضاء به ترتیب پشت سر راهنما (خانم رضاییان پور) قرار گرفتند و به نفر آخر که آقای خزری بود و وظیفه نفر جمع کن رو داشت ، ختم شد. سرپرست (آقای احسان حمیدی) هم که قدم به قدم کل گروه رو زیر نظر داشت و مواظب اوضاع بود تا خدای نکرده مشکلی واسه گروه پیش نیاد.

ساعت 7:35 یه استراحت 5 ، 6 دقیقه ای کردیم و دوباره به راه افتادیم. هر چی که بالاتر می رفتیم ذهنم نسبت به کسانی که تو پست راهنما یا سرپرست یا نفر جمع کن بودن تغییر می کرد. آخه من فکر می کردم این پستها به همین راحتیه و کاری نداره... زهی خیال باطل.... دیدم که نه ... واقعاً مسئولیتشون سخته ، مخصوصاً پست سرپرست.... رو نظم و ترتیب خاصی حرکت می کردیم.... ساعت 7:50 باز ، یه ایست 7 ، 8 دقیقه ای داشتیم آخه واقعیتش اینه که یه دو نفر از اعضای جدید گروه دیگه نمی تونستن بیشتر از این ادامه بدن (نه اینکه حالا خودم خیلی حرفه ای ام ، تازه جلسه سومم هست و تأیید نشدم) سرپرست گروه می خواست تصمیم بگیره که چند نفر و کیا با این دو باشن .... به هر حال دو نفر از آقایون موندن و ما به ادامه راه پرداختیم... راستی یادم رفت که بگم تو این مسیر ، انواع گونه های گیاهی ، درخت بلوط ، درخت لمریک، قارچ های وحشی و .... دیده و یافت می شد. ساعت 8:45 یه استراحت 5 دقیقه ای کردیم و سرپرست گفت که 5 دقیقه بیشتر نمونده (خدا کنه) . شیب کوه مست طبق اطلاعاتی که از سرپرست گرفته بودم چیزی بین 60 تا 70 درجه بود. واسه همین یه خورده بیشتر از 5 دقیقه شد و بعد از یه ربع دقیقاً ساعت 9:00 به مقصدمون یعنی چشمه کوه مست رسیدیم. جای قشنگی بود . اما حیف ، تو چشمه دریغ از یه قطره آب...

موکت ها رو پهن کردیم و یه صبحونه عالی زدیم ... جاتون واقعاً سبز... تو جمع ما اینطوری نیست که حالا هر کی واسه خودش صبحونه بخوره ، نه! واقعا مثل اعضای یک خانواده .. هر کسی ، هر صبحونه ای که دوست می داشت یافت می شد... از سفیدی تخم مرغ تا سیاهی زغال....

بعد از صبحونه یه چند تا عکس یادگاری گرفتیم ، و وسایل رو جمع کردیم و برگشتمون ساعت 10:00 رقم خورد.

طبق روال رفت ، همه اعضاء پشت سر راهنما و آخرین نفر هم آقای خزری. خیلی با احتیاط پایین میومدیم .. آخه نوع کوه طوری بود که سنگ زیر پامون لیز بودن و تکون می خوردن... برگشتمون هم مثل رفت با شوخی و شعار و تعریف ها همراه بود... البته با همون نظم و ترتیب.... ساعت 10:50 یه استراحت 3،4 دقیقه ای کردیم و گلویی تازه کردیم...کم کم هوا داشت گرم می شد... تو گروه یه عضو کوچولو به اسم آقا حسین که 10 سال بیشتر نداشت ، داشتیم. این آقا حسین با شیرین زبونیهاش جوّ خاص و خوبی رو به وجود آورده بود. ساعت 11:20 به جایی رسیدیم که از اون 4 نفر جدا شده بودیم. به اونا ملحق شدیم. تا یه استراحتی کردیم و میوه خوردیم یه 10 ، 15 دقیقه ای طول کشید و به راهمون ادامه دادیم... تا ساعت 12:20 که ایست بعدیمون بود. آفتاب می تابید و یه خورده هوا رو گرم کرده بود. دیگه چیزی نمونده بود . ساعت 12:40 به دامنه کوه رسیدیم و بیست دقیقه ای پیاده روی کردیم تا اینکه درست رأس ساعت 13:00 به شهرک گلستان رسیدیم و این کوهپیمایی عالی با سوار بر مینی بوس و برگشت به شهر به پایان رسید. جا داره که از طرف خودم و بقیه اعضاء از سرپرستان، راهنما و ... که خیلی زحمت کشیدند و در سلامتی کامل این کوهنوردی انجام شد ،تشکر کنم. خیلی خوش گذشت..... ممنون از اینکه حوصله کردید و وقت گذاشتید گزارش منو بخونید... اگه بد نوشتم ، که مطمئناً هم بد نوشتم ، ببخشید...

نام اعضاء: آقایان احسان جعفری ، عبدالله خضری ، احسان حمیدی ، عرفان قاسمپور ، مجتبی قاسمی ، امیر نظریه ، عبدالرضا جویبار ، آرش خداپرست کازرونی ، حسین جویبار، محمد امین محمودی و شایان امیر عضدی و خانمها : سارادخت آگاه ، ناهید رضاییان پور ، فریده راهرو ، شهره رزمی ، هانیه خداوردی ، ساناز میرزایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

6 نظر

Negin Hesami  ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ - ۱۴:۵۰:۱۰

درود بر تک تک اعضای گروه بهار کازرون سپاس از آقای محمودی با قلم متفاوت و بیان صمیمیشون تشکر از آقای قاسم پور و نگاه هنرمندانشون پایدار باشید همنوردان...

مجتبی (نا مشخص)  ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ - ۱۹:۰۴:۱۰

جناب محمودی عالی بود البته ناگفته نماند اون همه خاطره و لحظات به یاد ماندنی رو نمیشه تو این چند سطر بیان کرد اما بازم دست به قلمتون عالی بود تبریک میگم //m\\

saradokht  ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ - ۲۳:۱۰:۲۰

عجب صبحی عجب کوهی! عالیییییی بوووود

سارادخت  ۱۳۹۴/۰۹/۱۷ - ۱۸:۱۷:۱۸

عجب صبحی عجب کوهی عالییییی بودش!!

راحله نظریه  ۱۳۹۴/۰۹/۱۹ - ۲۲:۱۵:۲۹

ممنون آقای محمودی باگزارش خوبتون.جاداره ازاقای حمیدی وخانم رضاییان هم مجددقدردانی کنم.

شایان امیرعضدی  ۱۳۹۴/۰۹/۲۱ - ۲۱:۵۱:۰۲

عالی بود. اما ینفر گله داشت که اسمش توی گزارش نیست