سفر سه روزه برای صعود به بلندترین قله رشته کوه های دنا قله قاش مستان (بیژن 3)

سفر سه روزه برای صعود به بلندترین قله رشته کوه های دنا قله قاش مستان (بیژن 3)

( گزارش از شیما قناعتی و عکس از عرفان قاسم پور )

 

به نام خدا

سلام به همه ی دوستان و عزیزانم ممنون که گزارشای گروه کوهنوردی بهار را  دنبال میکنید حالا میخوام از برنامه ی بسیار جالب و شنیدنی کوه دنا براتون بگم .بلاخره بعد از ماهها تلاش بچه های گروه و مسئولان روز موعود  جمعه 26/4/1394 فرا رسید .ساعت 4 صبح بود که مینی بوس شروع به سوار کردن کرد همه ی اعضای گروه یکی پس از دیگری  سوار مینی بوس شدند ساعت 5 همگی سوار شده بودیم  و بعد از جا دادن کوله پشتی ها به یاری خدا ساعت 5:10 به سمت روستای زیبای خفر در 84 کیلومتری شهر سمیرم در استان اصفهان به راه افتادیم. عده ای از بچه ها که هنوز خواب بودن و بقیه حتی شب هم نتونسته بودن بخوابن  برای رسیدن لحظه شماری میکردن. برای بیشتر اعضای گروه این تجربه ای جدید بود طبیعی بود استرس داشته باشن.ساعت 8 صبح بود که برای خوردن صبحانه در 30 کیلومتری شهر یاسوج از مینی بوس پیاده شدیم .بعد از سلام احوال پرسی و صبح بخیر گفتن صبحانه رو خوردیم و کمی استراحت کردیم و ساعت 8:30 راه افتادیم . تازه همگی خواب از سرمون پریده بود تو مسیر کلی گفتیمو خندیدیم و از طبیعت اطراف جاده لذت بردیم نفهمیدیم کی رسیدیم ! البته اقای حمیدی تو این مورد با خواندن شعر های جالب و خنده دارش برای شاد کردن بچه ها وظیفه ی خودشو به خوبی انجام داد . بعد از گذشتن از شهر ها و روستاهای بسیار و چنتا امام زاده از جمله امام زاده بی بی خاتون .. ساعت 1:30 بود که به روستای زیبا و خوش اب و هوای خفر رسیدیم . درخت های سیب از هر طرف دیده می شد . در استراحت گاه کیخسرو از مینی بوس پیاده  شدیم بعد از خوردن ناهار کمی استراحت کردیم و کوله پشتی هامون را اماده کردیم و برا رفتن به پناهگاه قاشمستان دنا اماده شدیم.اعضای گروه  اقایون احسان جعفری ,احسان راست روشن ,عبد الخالق خضری ,احسان حمیدی ,عرفان قاسم پور, عباس گلزار ,سعید قناعتی ,خانم ها ناهید رضایی ,سارادخت اگاه ,مهسا قناعتی ,شیما قناعتی ,ملیکا قناعتی ,میترا مولایی, لیلا بستا نپور,  حمیده مهر زاده ,راحله نظری.. ساعت 4:30 از استراحت گاه به سرپرستی خانم سارادخت  اگاه ,سر قدم و راهنما اقای احسان جعفری ,مسئول تدارکات اقای خضری و راست روشن ,هماهنگ کننده گروه اقای عباس گلزار و گزارشگر شیما قناعتی ,مسئول مالی مهسا قناعتی و عکاس اقای عرفان قاسم پور ,مسئول روحیه دادن به گروه اقای احسان حمیدی ,نظارت گر خانم راحله نظری, دیدبان خانم مهزاده در یه خط ,پشت سر هم با رعایت همه ی موارد که قبلا به ما گفته شده بود به راه افتادیم . اول روستا را رد کردیم 1 ساعتی رفتیم تا به دامنه ی کوه رسیدیم . همه ی اعظای گروه با روحیه فراوان و شور و شوق حرکت میکردیم و تو کل مسیر لبخند میزدیم و خوشحال بودیم هر چی بالا میرفتیم درختای سیب روستا بیشتر دیده می شد .  در مسیر اینطور برنامه ریزی شده بود که هر 30 دقیقه حرکت منظم 5 دقیقه استراحت کنیم و اب بنوشیم بعد از گذشتن ازشیب تند و طاقت فرسای  گورده ماهی میتونستیم پناهگاه را از دور ببینیم ساعت 7:30 بود که به پناهگاه رسیدیم منظره اونجا اینقدر دیدنی بود که خستگی مسیر را فراموش کردیم و کلی انرژی گرفتیم هوا بسیار خوب بود و باد ملایمی می وزید . حدودا یه 6,7 تایی گروه دیگه هم اونجا بودن قبل از تاریک شدن هوا هر کدوه جایی برا ماندن پیدا کردیم و چادر زدیم .با تاریک شدن هوا سرد و سرد تر می شد با یه سری چیزایی که با خودمون برده بودیم سوپ درست کردیم به به که تو اون هوا چقدر یه سوپ داغ خوشمزه چسبید . ساعت 10 بود که همه برا خوابیدن اماده شدیم چون میخواستیم صبح زود سرحال و پر انرژی به سوی قله بریم .ساعت 4:30 بود که صدای عده  ای بلند شد که بیدار شید وقت رفتنه از چادر که بیرون امدیم باد شدیدی می وزید تا لباسمون رو عوض کردیم و وسایل مورد نیاز برداشتیم و صبحانه خوردیم ساعت 5:40 بود که به سوی قله در یه خط و پشت سر اقای جعفری به راه افتادیم . همزمان چنتا گروه دیگه هم  با ما همقدم شدن بیشتر گروه ها بار دوم بود که برا صعود به قله بیژن 3 میامدن ولی ما تجربه ی اولمون بود . ابتدا مسیر هموار وراحت بود ولی بعد از 30 دقیقه به ابتدای پا کوب برفی رسیدیم . تو شیب تند با اصول خاصی که سرپرست گروه خانم اگاه برامون در نظر گرفته بود که 45 دقیقه حرکت کنیم و 5 دقیقه استراحت کنیم و 300 cc اب بنوشیم و با راهنمایی و سر قدم اقای جعفری که بسیار اگاهانه بود شیب ها را یکی پس از دیگری پشت سر هم گذاشتیم و ساعت 11:50 بود که قله را فتح کردیم .عظمت و شکوه اونجا اصلا قابل توصیف نیست . همگی با بنر عکس گرفتیم و پس از 30 دقیقه استراحت شروع به حرکت به سمت پایین کردیم همگی که جان و انژی دوباره گرفته بودیم از شیب تند برفی با رعایت اصول ایمنی و با راهنمایی و همکاری سرپرست و راهنما به صورت اسکی وار مسافت 4:30 دقیقه ای را 2:15 دقیقه ای امدیم . و ساعت 15 بود که به پناهگاه رسیدیم . درپناهگاه استراحت کردیم و به دستور سرپرست میوه ,ماست و چیزای دیگه خوردیم که خودمونو برا برگشتن اماده کنیم بعد از جمع کردن وسایل و چادر ها و اماده کردن کوله پشتی همگی ساعت 17:30 به خط پشت سر اقای جعفری به سمت روستا به راه افتادیم.در مسیر همه از فتح بلندترین قله دنا خوشحال بودیم و میخندیدیم با وجود سختی های زیاد و شرایط خاص صعود انژی مثبت خود را از دست نداده بودیم . ساعت 20:00 به استراحت گاه رسیدیم لباسمون را عوض کردیم و شام خوردیم ,استراحت کردیم و ساعت 23:30 بود که سوار مینی بوس شدیم و به رانندگی اقای سیروس که بسیار خوش اخلاق بود به سمت کازرون حرکت کردیم در مسیر بیشتر بچه ها خواب بودن ولی اقای خضری که مرد بسیار مهربان و مسولیت پذیری بود کل مسیر را کنار راننده بیدار موند. حدود ساعت 6 صبح بود که به کازرون رسیدیم همگی از اینکه یه تجربه جدید و خوب رو داشتیم خوشحال بودیم و از مسولین که واقعا زحمت کشیده بودن بسیار  تشکر کردیم و به امید تجربه های  خوب دیگه از هم خداحافظی کردیم .ممنون از اینکه گزارش منو خوندید تا گزارش بعد خدانگهدار.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

3 نظر

mahsa  ۱۳۹۴/۰۶/۰۹ - ۰۰:۲۰:۴۹

شیما جون گزارش خیلی خوبی بود.... به امید صعودهای بیشتر

حسین  ۱۳۹۴/۰۶/۰۹ - ۲۱:۲۵:۳۴

واقعا عکسا و و گزارش عالی بودن

ناهید   ۱۳۹۴/۰۶/۳۰ - ۲۲:۴۰:۴۶

سلام عروس بهار ممنون از گزارش خوب و عکسهای زیبایت امید دارم بهترین شود دستت النگو و دستبند طلا نظر من در مورد کزارش عرفان بخون